از دنیای کوچک کودکی تا پهنه گسترده هستی
بنامش در پناهش
میخواهم کمی از این اتفاقات کوچک و ساده بگذریم
و کمی کلّی تر و از بالا به همه چیز نگاه کنیم
تا در بازگشتی دوباره به جزئیات ریز کمی موقعیتمان
قابل درک تر باشد.
________________________________
وقتی فرزند آدم زاده میشود
و برای اولین بار چشم به دنیا میگشاید
شاید نداند دقیقا چه اتفاقی افتاده
فقط پدر و مادر خود را می بیند
و دنیایش در محبّت نگاه مادر خلاصه میشود.
اما د ر دنیای اطراف او همه چیز بی اندک وقفه و کاستی,
سر جای خودش قرار دارد
و همه چیز مرتب است
روزها و شبها پی در پی می آیند و میروند
ماهها و سالها سپری میشوند
تا دنیای کوچک ِکودک از آغوش پر مهر مادر بزرگتر شود
تا دیدنیهای زیادی را از نظر بگذراندو با جهانی پر از شگفتیهای بی انتها و رنگارنگ روبرو شود
جهانی که با گسترش دانسته هایش بزرگتر و بزرگتر میشود
و عظیم تر و باشکوه تر مینماید.
اینکه میگویند هر انسانی برای خودش دنیایی دارد حرف قشنگی است
چراکه براستی وسعت دنیای هر کسی منحصر به خود اوست
و به اندازه فهم و درکش,علم و دانشش, احساس و شناختش
میتواند بزرگ یا کوچک باشد
گاه انسان چنان در مفاهیم روزمرّه
و پیش پا افتاده زندگی اسیر میشود که
تمام دنیایش در زرق و برق زندگی مادّی
و خورد و خوراک لذیذ دنیوی خلاصه میشود
بی آنکه دمی بیاندیشد اینهمه برای چه؟
و گاه شکوه عظمتی بی انتها چنان متحیّرش مینماید
که چاره ای نمیماند جز
اقرار و تسلیم به حضورِ حاضری همیشه ناظر
که قدرت و حکمتش همانقدر که در ذرّه ای کوچک از آفرینش پیداست
به همان اندازه در وسعت با شکوه و بی پایان هستی ظاهر و آشکار است
آنقدر که بی اختیار ایمان در سرتاسر وجودش رخنه میکند و ریشه میدواند
و زبانش به ذکر نام بزرگ آفریننده ای چنین توانا باز میشود
که اللّه اکبر از اینهمه زیبایی وشگفتی
براستی که زیباست خدایی که خلق نکرده به جز زیبایی و تناسب
همه چیز همانگونه است که باید باشد
و همه چیز آماده است برای پیاده کردن بیشمار داستان زندگی
برای تمام انسانها از نخستین تا واپسین.
با عرض سلام خدمت دوستان